بهنامبهنام، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

پسر گل مامان و بابا

از شير گرفتن

سلام .  پسر نازم ، گل پسرم رو بعد از 2 سال و نيم از تاريخ 11/7/92 چونكه غذا خوب نمي خورد و شبها اذيت ميشد از شير گرفتمش و ديگه شير نمي خوره مگر شير پاكتي. ماماني فداش بشه بگو ماشا ا... ...
25 مهر 1392

خاطره

سلام به برگ گلم، دوسال و چهار ماه از اولين لمس گرماي عشق تو ، از اولين تلاقي نگاه من و تو ، از اولين درآغوش گرفتنت ، از اولين  صداي  گريه ات  ، گريه اي كه با شنيدنش من هم به گريه افتادم . پسر نازم، آرامم ، نزديك به دو سال و چهار ماه با هم هستيم ، من با تو نفس مي كشم  و هر روز هاشق تر . پسر گلم  ، عشق به تو آنقدر در تمام وجودم ريشه دوانده كه هر لحظه دوريت كلافه ام مي كند ، دقيقه هايي كه در كنارت نيستم ، ذهنم و قلبم لبريز از تو و بودن با تو ست. اميدم ، بزرگترين لذت زندگيم ، بوئيدن عطرتنت و بوسيدن روي ماهگون توست. مدتي برايت از خودت ننوشتم و فقط عكس گذاشتم. هر بار خواستم همه خاطراتت را جمع كنم و ي...
10 مهر 1392

خاطرات

بچه ها خیلی زود بزرگ میش و مامان باباها رو انقدر سرگرم میکنن که نمفهمن کی پیر میشن بهنام الان خیلی بزرگ شده شیطون شده و من اصلا نفهمیدم این دوسال و سه ماه چجوری تموم شد. خیلی شیطونه وتازه شیرین زبون هم شده. جملات و حرفهاي بهنام: مامان بيا  بگلم (بغلم) كن  مامان شير ساده بده من بخورم  بابا كجاست؟ سركاره آره؟ برم نماز بخونم دير شد نرو سركار پيشم بمون از پرده مي ترسم . گل داره . پرده ترس نداره نازي پرده بريم بيرون دَ دَ (بيرون) گطار (قطار) سوار شيم . بريم بــازار بگرديم . اتوبوس ميگه پيس (صداي در اتوبوس كه باز و بسته مي شه) بريم ؟ برو عبق عبق (عقب) وايسا خرسيم (عروسك خرس) كجاست؟ ني ني گيره (گريه) ميكنه...
12 شهريور 1392