بهنامبهنام، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

پسر گل مامان و بابا

خاطره و عكس

سلام اسم پسرمون بهنام هستش فعلا ٢ سال و  29 روزشه و 19 ارديبهشت 1390 تو بیمارستان پارس تهران به دنیا اومد وقتی به دنیا اومد همه تو بیمارستان منتظر فسقلي بودن تا ببيننش ، بابايي اولین نفری بود که دید خوشحال شد ،وقتی من هم ديدمت اشک شوق ریختم و به خاطر سلامتی ات خدا رو شکر کردم ، بابايي خیلی دوستت داره و همیشه بهترین چیزهارو برات ميخره و ماماني هم خیلی دوستت داره و با صبر و حوصله از تو مراقبت ميكنيم تا از دوران نی نی بودنت لذت ببري . تو هم با خنده هات با شیرین کاریهات ما رو خوشحال و سرحال میکني خلاصه خیلی دوستت داريم و از همه بیشتر خ...
16 خرداد 1392

كارهاي جديد

سلام ؛ پسر عزيزم ، بهنام کارهای دیگران را تکرار مي كند برای مثال ، هنگامی که باباش با تلفن صحبت می‌کند ، او هم از جيب شلوارش تلفن را درمي آورد و با تلفن صحبت می‌کند و مي گويد : سلام  خوبي كجايي خداحافظ بيا و ...... خيلي حرف و جمله هاي كامل مي گويد. بهنام با هر چيزي دوست دارد ضربه بزند و توليد صدا كند و قصه را دوست دارد و كتاب رنگي را ورق مي زند و نگاه مي كند و براي خودش كتاب مي خواند و عكس هاي آن را نگاه مي كند و با خودكار روي آن خط خطي مي كند (نقاشي مي كشد) می‌تواند فنجان کوچک يا ليوان خود را در دست بگیرد و راحت آب بخورد و قاشق را به دهانش ببرد . از انجام انواع بازی‌های گوناگون لذت می‌برند ، ضربه زدن...
15 ارديبهشت 1392

سلام دوباره

سلام پسر گلم خیلی وقته به وبلاگت سر نزدیم  اینقده دیر شد که داد عمه دراومد و گفت چرا عکس جدید نمیزارین خلاصه شرمنده شدیم ولی عوضش چند تا عکس جدید برات اپلود میکنیم ...
5 دی 1391