بهنامبهنام، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

پسر گل مامان و بابا

علي اصغر

امروز كه مي نويسم يك هفته ديگر يعني 19 آذر 7 ماهت تموم ميشه و ميري توي هشت ماه و تو در كنارمي و من خدا رو شاكرم كه لذت با تو بودن رو به من عطا كرده و الان مي دونم كه هيچ حسي شيرين تر از مادر بودن نيست، اونم مادر فرشته اي چون تو بودن جمعه 6محرم و روز جهاني حضرت علي اصغر بود و من تو رو به مسجد امام حسن بردم  تا با مادر حضرت علي اصغر همدردي كنيم . نمي دوني با سربند سبز كه روش نوشته شده بود علي اصعر  چقدر زيبا شده بودي.  صداي بلندگو زياد بود كمي بيتابي مي كردي . عكسات رو هم برات توي وبلاگت ميزارم تا ببيني .   دعا كردم امام حسين (ع) زندگيي سرشار از الطاف حسيني برات بسازه آمين فدات بشم من ...
13 آذر 1390

اولین روروک سواری

امروز پسر گل مامان و بابا برای اولین بار با روروکش راه رفت و استارت قدم برداشتنش رو زد. چنان ذوقی داره که دوست داره همش تو روروکش باشه؛ ایشالا بزرگتر بشه و بدون روروکش راه بره و دل ما رو شاد کنه.
20 آبان 1390

واکسن 6 ماهگی

امروز گل پسرمون رو بردیم و واکسن 6 ماهگیش رو زدیم. یه خورده گریه کرد و بعد تا ظهر خونه خاله اش بود. شکر خدا تا الان که خیلی بیتابی نکرده و یه خورده تب میکنه که اون هم با استامینوفن کنترلش کردیم. با اینکه واکسن زده ولی دوست داره هی بازی کنه . ماشااله حسابی بازیگوش شده. تازگی هم که تو روروک میشینه و به پاهاش فشار میاره و خودش رو حرکت میده ایشالا خدا به همه کسایی که در ارزوی بچه هستن یه بچه خوب  خوشگل بده .  الهی امین ...
18 آبان 1390