اوضاع و احوال این روزای پسر گل ما
سلام به پسر گل
چند روزيه که چهارماهگي ات تموم شده و وارده ماهه پنجم شدي فدات شم
وقتي که بيداري دوست داري که بنشيني و اطرافت رو نگاه کني و بازي کني و اصلا دوست نداري حالت خوابيده باشي .
با دستاي کوچولوت دستامو سفت ميگيري . سر و گردنت رو از روي بالشت بلند ميکني و ميخواي که بلندت کنم و بنشيني و وايستي سرت رو به همه طرف مي چرخوني .
صدات تمام خونه رو پر مي کنه و دستات رو به هم قفل مي کني جلوي دهنت ميذاري
لثه هات ميخارن و هر چيزي رو براي خاروندن تو دهن کوچولوت مي بري .
موقع شير خوردن با دستات منو ميگيري که مبادا ازت دور بشم و حسابي بازي ميکني .
آب دهانت زياد شده و بعضي وقتا مثل آدامس توي دهنت مي جوي .
بابايي که مياد خونه قربون صدقه ات ميره براش ميخندي و دست و پا ميزني . دست و پا زدنت هم خيلي زياد شده وقتي که کنارت هستيم تند تند دست و پاتو تکون ميدي .
هردفعه که ازت عکس ميگيرم زول ميزني به دوربين و با تعجب نگاه مي کني .
چراغ و نور لامپ رو خيلي دوست داري .
فدات بشیم ایشالا


اوضاع و احوال این روزای پسر گل ما
