بهنامبهنام، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

پسر گل مامان و بابا

شعر

برام هیچ حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر آرامشم همین از تمام جهان کافیه همین که کنارت نفس میکشم دوستت دارم پسر گلم   ...
18 مهر 1390

شیطونی های جدید

گل پسرم چند روزی هست که سر و گردنش رو از روی زمین بلندمیکنه و  به پهلو میچرخه و بازیگوشی های جدید یاد گرفته دیگه دوست نداره دراز بکشه و همش میخواد تو بغلمون بشینه مخصوصا موقع غذا خوردن ما که حسابی سر و صدا میکنه و با قاقا قوقو کردن و دست و پا زدن نمیذاره یه لقمه خوش از گلومون پایین بره خلاصه بساطی داریم سر سفره امروز هم بردیمش  دکتر تا معاینه اش کنه اخه یه ذره بغل صورت خوشگلش دون دون شده و دکتر گفت حساسیته و خوب میشه وزنش هم کرد و  7 کیلو و 800 گرم وزنشه اون هم تو شرایطی که یک هفته دیگه پنج ماهش تموم میشه و میره تو شیش ماهگی کارش هم شده غرغر کردن تا باهاش بازی کنیم و اون هم بزنه زیر خنده و با صدای بلند بخنده ...
12 مهر 1390

اوضاع و احوال این روزای پسر گل ما

سلام به پسر گل چند روزيه که چهارماهگي ات تموم شده و وارده ماهه پنجم شدي فدات شم وقتي که بيداري دوست داري که بنشيني و اطرافت رو نگاه کني  و بازي کني و اصلا دوست نداري حالت خوابيده باشي . با دستاي کوچولوت دستامو سفت ميگيري . سر و گردنت رو از روي بالشت بلند ميکني و ميخواي که بلندت کنم و بنشيني و وايستي سرت رو به همه طرف مي چرخوني . صدات تمام خونه رو پر مي کنه و دستات رو به هم قفل مي کني جلوي دهنت ميذاري لثه هات ميخارن و هر چيزي رو براي خاروندن تو دهن کوچولوت مي بري . موقع شير خوردن با دستات منو ميگيري که  مبادا ازت دور بشم و حسابي بازي ميکني .   آب دهانت زياد شده و بعضي وقتا مثل آدامس توي دهنت مي جوي . بابايي که مياد خو...
31 شهريور 1390

واکسن چهارماهگی

پسر گلم امروز رفتیم و واکسن ٤ ماهگیتو زدیم شکر خدا زیاد بیتابی نمیکنی و هنوز هم برامون میخندی و بازیگوشی میکنی ایشالا امشب تا صبح هم راحت بخوابی چند روزی هست که شبها بی تابی و راحت نمیخوابی. گریه نمیکنی ولی حتی تو خواب هم همه اش دست و پاتو تکون میدی و گاهگاهی هم غرغر میکنی ایشالا همیشه سالم و سلامت باشی
21 شهريور 1390