بهنامبهنام، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

پسر گل مامان و بابا

خدایا ممنونیم

خدايا به من كودك سالم و صالح عطا كردی تا بتوانم تمام عشق ومحبت و مهرباني خود را نثارش كنم و كودكي داراي امنيت عاطفي تربيت كنم  .  گل پسرم، تو نيز با گلباران خنده هاي دلنشينت چه خوب خستگي اين دوره را از تن مادر بيرون مي كني. با پيشرفتها و رشد و تكامل خودت هر لحظه مرا بيشتر تشويق مي كني تا با نگاهي عميقتر و مطالعاتي دقيقتر براي پرورش و شكوفايي تو تلاش كنم. خدایا ممنونیم و شکرت   ...
3 آبان 1390

نکات مهم

  ١ تا 2 سالگی -  آيا می دانيد: 1. برای رشد حس تعادل و احساس امنيت، کودک نياز دارد که در آغوش گرفته شود. 2. توجه سريع به کودک هنگاميکه گريه می کند باعث رشد احساس ايمنی و اطمينان او می گردد. 3. لالائی، تکان دادن و به آرامی به پشت کودک زدن و بغل گرفتن او باعث می شود که به خواب رود. 4. اختصاص يک اطاق برای کودک از لحاظ آرامش او و راحتی خودتان حائز اهميت است. 5. انس و همدمی و بازی با پدر و مادر برای هر کودکی اهميت دارد. 6. در اين سن با يک کمک مختصر، کودک می تواند برای رفتن به توالت به تنهايی اقدام نمايد. 7. کودک برای رشد توانايی خود از لحاظ ارتباط نياز به تمرين تکلم و گوش دادن دارد. 8. کودک نياز به يک مادر آسوده خا...
30 مهر 1390

شروع غذای کمکی

امروز برای اولین بار به پسرمون غذای کمکی دادیم. حریره بادوم براش گرفتیم و یه خورده براش درست کردیم. چنان با اشتها میخورد که انگار نه انگار اولین بارشه. قربونش برم سر سفره که میشینیم تقلا میکنه و میخواد همه چی بخوره. فکر کنم حسابی شکمو باشه. تو پست بعدی هم جدیدترین عکسهاشو میذارم.
22 مهر 1390

شعر

برام هیچ حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر آرامشم همین از تمام جهان کافیه همین که کنارت نفس میکشم دوستت دارم پسر گلم   ...
18 مهر 1390

شیطونی های جدید

گل پسرم چند روزی هست که سر و گردنش رو از روی زمین بلندمیکنه و  به پهلو میچرخه و بازیگوشی های جدید یاد گرفته دیگه دوست نداره دراز بکشه و همش میخواد تو بغلمون بشینه مخصوصا موقع غذا خوردن ما که حسابی سر و صدا میکنه و با قاقا قوقو کردن و دست و پا زدن نمیذاره یه لقمه خوش از گلومون پایین بره خلاصه بساطی داریم سر سفره امروز هم بردیمش  دکتر تا معاینه اش کنه اخه یه ذره بغل صورت خوشگلش دون دون شده و دکتر گفت حساسیته و خوب میشه وزنش هم کرد و  7 کیلو و 800 گرم وزنشه اون هم تو شرایطی که یک هفته دیگه پنج ماهش تموم میشه و میره تو شیش ماهگی کارش هم شده غرغر کردن تا باهاش بازی کنیم و اون هم بزنه زیر خنده و با صدای بلند بخنده ...
12 مهر 1390

اوضاع و احوال این روزای پسر گل ما

سلام به پسر گل چند روزيه که چهارماهگي ات تموم شده و وارده ماهه پنجم شدي فدات شم وقتي که بيداري دوست داري که بنشيني و اطرافت رو نگاه کني  و بازي کني و اصلا دوست نداري حالت خوابيده باشي . با دستاي کوچولوت دستامو سفت ميگيري . سر و گردنت رو از روي بالشت بلند ميکني و ميخواي که بلندت کنم و بنشيني و وايستي سرت رو به همه طرف مي چرخوني . صدات تمام خونه رو پر مي کنه و دستات رو به هم قفل مي کني جلوي دهنت ميذاري لثه هات ميخارن و هر چيزي رو براي خاروندن تو دهن کوچولوت مي بري . موقع شير خوردن با دستات منو ميگيري که  مبادا ازت دور بشم و حسابي بازي ميکني .   آب دهانت زياد شده و بعضي وقتا مثل آدامس توي دهنت مي جوي . بابايي که مياد خو...
31 شهريور 1390